محمد قدرت الله گوياموى

9

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي )

عبد الرّحيم كه به حليهء فضائل و كمالات آراسته بود ، چنانچه فتاوى مجمع المسائل از تصانيف اوست و با وجود ابتلاى خدمت مسطور در زمرهء خلفاى حضرت بندگى نظام الدّين اميتهوى - قدّس سرّه - عزّ امتياز داشته به عنوان پدر بزرگوار به اطوار شايسته به فرط بلندنامى ايام حيات مستعار انصرام رسانيد . پستر اولادش يكى بعد ديگرى تا انقراض سلطنت تيموريه و عهد وزير الممالك نوّاب شجاع الدّوله بهادر ، ناظم صوبهء مرقو الصّدر ، كه معاش شرفا قايم و جارى بود ، به همان خدمت به سر مىبرد . بالجمله ، اين فقير در سنهء تسع و تسعين و مائة و ألف ( 1199 ق ) خرقهء هستى در بر كشيد و بعد جلوس در حلقهء اهل فهم و تميز كتب درسيّهء فارسيّه به خدمت اساتذهء وقت گذرانيد و پس از آن به مقتضاى شورش طبع به كوچهء سخن درافتاد و دل به هم‌صحبتى اصحاب اين فن نهاد و در مشق سخن به تلمّذ جناب خوش‌دل مغفور نقد استعداد اندوخت و به فيض صحبت بابركتش چهرهء اعتبار برافروخت ، و بعد چندى به رهنمونى طالع به شرف بيعت جناب فيض انتساب ، عمدة المتّقين ، قدوة العارفين ، حضرت سيد شاه غلام نصير الدّين سعدى - قدّس سرّه - در سلسلهء عاليهء قادريّه ممتاز گرديد . ذات مباركش آيهء رحمت بود و سرچشمهء هدايت : پيرى كه فروغ چشم دين بود * خضر ره منزل يقين بود پيرى كه ز راه عشق عارف * سروى ز حديقهء معارف پيرى كه به فيض بىنهايت * آمد به جهان پى هدايت بر هركه فتاد سايهء او * گرديد بلندپايهء او شيرين سخنى ، شكر مقالى * نيكوروشى ، خجسته حالى در گلشن قدس نغمه‌سنجى * از مخزن انس تازه‌گنجى گنجينهء عشق سينهء او * جز درد نه در خزينهء او ديباچهء نسخهء طريقت * عنوان صحيفهء حقيقت